X
تبلیغات
اردبیل و.....

اردبیل و.....

سلام به روي ماه همه اونهايي كه به وبلاگ خودشون سر زدند.

يه سلام ويژه هم به همه مردم خوب و با صفاي استان اردبيل كه اين افتخار نصيبمون شد تا اطلاعاتي هر چند كم از شهرتون به دست بياريم .

ما(گروه قاصدك) از شهر بهشت كنار گنبد نگين ايران حضرت علي بن موسي الرضا اين وبلاگ رو زديم .نايب الزياره همتون هستيم .تشريف بياريد مشهد خادمتون هستيم.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 9:36  توسط گروه قاصدک  | 

اردبيل

توی اولین پست این وبلاگ می خوایم  اطلاعات شناسنامه ای استان اردبیل رو در اختیارتون بزاریم .

 

اَردَبیل یکی از شهرهای ایران و مرکز استان اردبیل در شمال غربی کشور است. این شهر همچنین مرکز شهرستان اردبیل است. اردبیل از شهرهای باستانی و تاریخی ایران است. این شهر در نزدیکی مرز جمهوری آذربایجان قرار گرفته‌است و دارای ارتفاع زیادی است و از سردترین شهرهای ایران محسوب می‌گردد که جاذبه‌های طبیعی زیادی دارد. این شهر در ۲۱۹ کیلومتری تبریز و ۵۹۱ کیلومتری تهران واقع شده‌است

جغرافیا

شهر اردبیل در ارتفاع 1500متری از سطح دریا و در میان کوه‌های تالش و سبلان واقع در رشته‌کوه البرز در شمال غرب فلات ایران جای گرفته و دارای زمستان‌های سرد و تابستان‌های ملایم است

مردم

جمعیت این شهر براساس سرشماری سراسری سال ۱۳۸۵ ایران، برابر با ۴۱۲٬۶۶۹ نفر است. زبان مردم شهر اردبیل ترکی آذربایجانی است. مذهب اکثر مردم این شهر، اسلام (شیعه دوازده‌امامی) هستند. 

وجه تسمیه

غالب صاحب‌نظران نام قدیمی شهر را «آرتاویل» و از ریشه اوستایی می‌دانند. این نام از ترکیب دو کلمه «آرتا» (به‌معنی مقدس که در فارسی میانه تبدیل به «ارد» شده‌است و در کلماتی نظیر اردشیر آمده‌است) و «ویل» تشکیل شده‌است. امروزه در مناطق تالش‌نشین استان، هنوز هم به اردبیل، «آردویل» می‌گویند که معنی «شهر مقدس» را می‌دهد

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 9:31  توسط گروه قاصدک  | 

پوشاک مردم اردبیل

اصلي ترين پوشش زنان كه از مصرف بالايي برخوردار بودند عبارتند از:

اوست كونيك،

داراي آستيني دراز،گشاد و راست بود. قسمتي از آستين به تنه لباس وصل مي شده در اكثر موارد راست بوده و اما بعضي اوقات چين دار نيز بوده است.كونيك از طرف گردن با يك دگمه بسته مي شده اكثراً از جنس حرير و يا ابريشم نازك دوخته مي شده است. در قسمت يقه، سردست ها و اطراف پايين پيراهن معمولاً قيطان ها بافته شده با دست مي دوختند. در قسمت جلويي و پايين لباس گاها از نوارهاي طلايي مدال و يا سكه هاي نقره اي و طلايي به عنوان زينت استفاده مي كردند. 

چپكن: معمولاً چپكن را از روي اوست كونيك مي پوشند، چپكن داراي آستر بوده و تا قسمت كمر چسبان به بدن دوخته مي شد. معمولاً از قسمت پشت لباس بالهاي اضافي تا قسمت پايين مي آمد كه دكمه هايي نيز براي تزيين بر روي اين بالها مورد استفاده قرار مي گرفت. چپكن داراي آستينهاي شكاف دار و يا باصطلاح«يالانچي قولار» است به اين صورت كه در اين نيم تنه آستين به تنه وصل نشده است و در قسمت زيربغل داراي شكافي براي راحتتر باز و بسته شدن دستها ايجاد شده است در بعضي موارد حتي در فاصله بين زير بغل تا مچ دست نيز شكافهايي دايره شكل با فواصل مشخص براي زيبايي ايجاد مي شده است. جنس چپكن بيشتر از پارچه هايي نظير ترمه، مخمل و پارچه هاي مختلف زردار بود به قسمت مختلف چپكن از جمله يقه، كناره ها، و سر دست ها بافته هايي به نام هاي كوبه، زنجيره، شاه پسند مي دوختند.

آرخليق:آرخليق از پوشش هائيست كه در اين منطقه به صورت فراوان مورد استفاده قرار مي گيرد. آرخليق انواع مختلفي دارد. آرخاليق نيز همچون چپكن آستين دار بوده و تا كمر چسبان به بدن دوخته مي شده براي پايين آرخاليق از قسمت كمر به پايين پارچه هاي چين دار در عرض مختلف مي دوزند.آرخليق ها معمولاً از جنس مخمل، ترمه،با پارچه هاي ابريشمي طرحدار دوخته مي شود.

لباده:لباده تن پوشي آستر دار است كه آستر آن به صورت كامل به لباس دوخته و كوك زده مي شود لباده از قسمت يقه باز و از قسمت كمر توسط بندهايي بسته مي شد. لباده از قسمت كمر به پايين و در پشت، چاك بسيار كوچكي داشت. آستينها بصورت آستين كوتاه و تا آرنج بود. زير بغل به صورت شكافدار دوخته مي شود. لباده از پارچه هايي به جنس ترمه، مخمل و پارچه هاي زردار دوخته شده و يقه سر آستين و پايين لباس با بافته هاي زري مزين مي شدند.

كوردو:از تن پوشهاي بدون آستيني است آسر اين تن پوش نيز كوكدار است يقه اين تن پوش باز و از قسمت پشت داراي چاكهايي است. كوردو از پارچه هاي ترمه و مخمل تهيه مي شد، يقه، سر آستين و كناره ها داراي تزئينات خزي است.

ائشمك:داراي آستر تماما دوخته شده است. ائشمك از طرف سينه و زير بغل داراي شكاف بود. آستينها بصورت كوتاه و تا آرنج بود، اساساً براي دوخت ائشمك از ترمه و مخمل استفاده مي كردند و قسمتهاي داخلي، يقه، سرآستين و كناره هاي ائشمك خز مي دوختند.

باهاري:از تن پوشهاي آستردار است كه تا قسمت كمر چسبان به بدن دوخته مي شد و از كمر به پايين با نوارهايي باريك در قسمت پايين لباس به صورت نواري پهن چينهاي زيبا ايجاد مي كردند. آستينها بصورت كوتاه و تا آرنج بود. يقه بصورت كاملاً باز دوخته مي شد و اساساً از پارچه هاي مخمل دوخته مي شد. در قسمت يقه، كناره ها و سرآستين اشياء زينتي از قبيل بافته هاي زنجيرية حاشيه و زنجير دوخته مي شد.

چارقد:معمولاً از سه متر پارچه چيت گلدار تهيه مي شود.

اريشته چرقت:در چهارست آن رشته هايي از نخ آويزان مي كردند، اين چارقد مختص عروسها بود و معمولاً از رنگ هاي قرمز، كرم شير، سفيد، گلي انتخاب مي كنند.

عرقچين:كلاه مانندي است كه بندي نيز براي محكم كردن در زير چانه به آن دوخته مي شد و جنس آن معمولاً از مخمل، ترمه و سال است و به رنگهاي مشكل، سرمه اي، قرمز، و زرد انتخاب مي شود.

يايليق:روسري بزرگ چهارگوشي از جنس ابريشه است كه اغلب زنان روستانشين بر سر خود مي بندند.

آلين يايليقي:سربندي است كه اندازه آن كوچك تر از يايليق است و معمولاً براي بستن از روي يايليق در قسمت پيشاني مورد استفاده قرار مي گيرد.

 

اما پوشش آقایون

1-سرپوش 2- تن پوش

سرپوش: اميري: نوعي كلاه استوانه اي شكل در ايام گذشته بود كه از مقوا ساخته مي شد. رويه اين سرپوش را از ماهوت يا فاستوني و در بيشتر مواقع از پوست بره سياه و آستري آن را از حرير انتخاب مي كردند. اين كلاه را معمولاً اشخاص مرفه شهري استفاده مي كردند.

طاساكي يا شوللايي: يكي از كلاه هاي قديمي است كه از حدود شش الي هشت تركه به شكل مخروطي و از جنس نمد تهيه مي شود. معمولاً رويه آن را از ترمه انتخاب مي كردند و دورتا دور لبه آن را براي تزيين پوست بره يا مخمل مي دوختند. اين سرپوش امروزه به ندرت بر سر مردان مسن مشاهده مي شود.

كپي:كلاهي به شكل گرد و كاسه اي بود از قسمت جلو لبه داشت. اين كلاه از جنس شال يا پارچه فاستوني انتخاب مي شد.

ديراپ:كلاهي بود استوانه اي شكل و از جنس مقوا كه روي آن را با پوست بره مي پوشاندند . اين كلاه از قسمت وسط سر يك فرورفتگي به داخل داشت.

عرقچين:كلاهي است از جنس كاموا يا ابريشم بافته شده و دور تا دور لبه آن به آندازه سه الي چهار سانتي متر به بيرون تا مي شود. عرقچين يكي از سرپوشهايي است كه هم اكنون نيز مورد استفاده مردان مسن روستايي است.

كلاه پهلوي:اين كلاه از جنس مقوا با رويه پارچه اي تهيه مي شد. همچين لبه اي در جلو داشت كه در حكم سايبان بود.

شاپو:كلاهي است اروپايي كه از لحاظ جنس انواع مختلفي دارد شاپو در حال حاضر مورد استفاده مردان ميانسال و مسن است.

تن پوش:پيراهن: در تمامي نقاط بررسي شده حوزه پژوهش پيراهن مردان را كونيك يا جان كوينيي مي نامند. سابقا اين پيراهن از جنس جلودار تهيه و دوخته مي شد.كونيك يقه اي آخوندي داشت واز قسمت جلو كمي باز بود و شخص مي توانست آن را به سه رديف دگمه به هم ببندد. اين پيراهن آستين هاي بلند و ساده و در ناحيه مچ دست و سر دستها دگمه داشت. بلندي پيراهن ضمن داشتن يك چاك 15 سانتي متري در سمت راست تقريباً تا روي باسن مي رسيد.

پيغمبري: از انواع تن پوشهاي مردانه است كه در گذشته اغلب مورد استفاده پيرمردان بود، اين پيراهن از جنس همايون سفير تهيه مي شد. تعدادي گرد و چاكي از قسمت جلو بر روس سينه داشت كه با يك دگمه بر روي شانه سمت چپ بسته و محكم مي شد. آستينهاي پيغمبري بلند و داراي سردستهاي ساده بود. اين تن پوش مانند كونيك سمبوسه اي در زير بغل و دو چاك كوتاه در طرفين داشت و بلندي آن تا روي باسن مي رسيد.

 

جليقه: جليقه مردان طراحي ساده و بدون آستين داشته است. اين تن پوش از قسمت جلو باز است و در صورت نياز مي توان آن ره به سر دگمه به هم محكم كرد، همچنين از قسمت رو دو جيب كوچك در طرفين دارد. جنس اي ن تن پوش، امروزه از فاستوني يا پارچه اي پشمي انتخاب مي شود، ولي در ايام گذشته از پشم بافته شده به دست زنان تهيه مي شد.

شلوار:جنس شلوار معمولاً از پارچه هاي سنتي شال و فاستوني تهيه مي شود، ساق،ميان ساق، دم پا و كمر شلوار راست است و از ناحيه پيش مي توان آن را به سر دگمه بر روي هم محكم كرد. كه دگمه هاي تيزلاي دو تكه پارچه قرار مي گيرند. معمول ترين رنگهاي انتخابي اغلب سرمه اي و قهوه اي است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 23:6  توسط گروه قاصدک  | 

جشن ها و آیین های استان اردبیل

اما بشنوید از مراسم جالبی که توی این استان برگزار میشه 

۱- شب یلدا

مردم آذري نيز شب چله را دور هم جمع مي شوند و بهترين غذاهاي سنتي و بومي خوشمزه را براي اين شب تدارك مي بينند و در اين شب چيله قارپوزي يعني هندوانه چله مي خورند و باور دارند كه هندوانه، سوز سرما را از آنها دور مي كند.

 ۲-آین نوروزی

از سنن تاريخي مردم اردبيل بجاي آوردن مراسم جشن نوروز باستاني است. تشريفات برگزاري اين جشن نسبت به نقاط ديگر ايران تا حدي مفصل و وسيعتر بوده است و با آمدن «تكمچي »ها آغاز مي گشته است

۳-تولد بچه

سابقاً در اردبيل زايشگاه و بيمارستان نبود و زايمان ها در خانه ها صورت مي گرفت قابله هاي تحصيلكرده مثل امروز وجود نداشت و به جاي آنها زنان سالخورده بنام ماما كه در عوض تحصيلات تجربياتي در كار خود داشتند در امر زايمان دخالت مي نمودند.

۴-بازی

در اين بازي دسته اي از کودکان يک نفر را از بين خود وادار به بستن چشم يا روي کردن بديوار مي نمودند.آنگاه خود بي سرو صدا و به نحوي که او در نيابد از کنار وي دور شده هر يک در جائي پنهان مي گشتندبعد آنکه چشمش بسته بود با صداي بلند داد مي زد «گيزلين پاچ و گلديم قاچ»

۵-رمضان در اردبیل

مادر بزرگان اردبيلي چند روزي مانده به ماه رمضان به تكاپو مي ‌افتند تا لوازم و مواد لازم براي تهيه انواع خوراك مخصوص سفره ‌هاي افطاري و سحري را فراهم كنند، دادن برنج به آسياب به منظور تهيه فرني، درست كردن انواع مربا و...

حالا میخوایم یه سری به مجالس عروسی اردبیلی ها بزنیم....

اگه می خواید کنار هم توی مراسم زیبا و سنتی عروسی اردبیلی ها شرکت کنیم  تا آخر کنارمون باشید

خواستگاري رسمي وعقد خواني

پس از آنكه دختري مورد پسند قرار مي گرفت اقدام به خواستگاري رسمي مي شد علامت قبول ازدواج ازطرف خانواده دختر چاي شيرين بود و در اين روز از اقرباي دختر هم عده اي بدين مجلس كه به «شيرني ايچدي» معروف بود دعوت مي شدند. در اين مجلس ميزان مهريه و شرايط طرفين و تاريخ عقد مشخص مي شد نامزدي رسمي وقتي صورت مي گرفت كه مراسم مخصوصي به نام «شال اوزوك» انجام يابد اوزوك لفظ تركي و به معني انگشتري است و شال به همان معنائي است كه در زبان فارسي نيز مصطلح است.

عقدخواني
بين نامزدي و عقد خواني مدت زيادي طول نمي كشيد و از كسان طرفين براي مجلس عقد دعوت مي شد و اين دعوت غالباً از مردان مسن و ميانسال به عمل مي آمد.
عقدخواني در خانه دختر به عمل مي آمد ولي مخارج آنرا خانواده پسر بر عهده داشت وقتي كه صيغه عقد جاري مي شد مجلس در سكوت عميق و روحاني خاصي فرو مي رفت و همه به جملات خوانندگان صيغه توجه مي كردند. عروس در اتاق ديگري كه او را بر روي ظرف مسيني مي نشاندند و در وسط پارچه اي كه در بالاي سر او گرفته بودند دو تكه قند را به هم مي سائيدند چون صيغه به پايان مي رسيد همه مباركباد مي گفتند آنگاه با چاي و شيريني از حضار پذيرائي مي كردند.

پارچه كسدي
قبل از بردن عروس به خانه بخت جشن ديگري گرفته مي شد كه مختص زنها بود. مراد از اين جشن آن بود كه كسان طرفين دور هم بنشينند و لباس هاي عروس را بريده و بدوزند. ولي در طول زمان اين كار صورت تشريفاتي به خود گرفته مبدل به يك جشن رسمي براي نشاندادن لباس ها و زينت آلات عروس به ديگران شده بود. در آن مجلس، كه در خانه عروس برگزار مي شد سازنده ها يعني خوانندگان و نوازندگان زن دعوت مي شدند و با پذيرائي هاي گرم جشن مي گرفتند و در ضمن آن لباس ها و زينت آلاتي را كه خانواده داماد براي عروس آورده بودند به مهمانان نشان مي دادند. فرداي آن روز كساني از نزديكان داماد به اتفاق خياط به خانه عروس مي آمدند و قسمتي از پارچه ها را بريده براي روز عروسي لباس مي دوختند.

حنا گجه سي
حناگجه، شبي بود كه فرداي آن عروس را به خانه داماد مي بردند اين جشن هم در خانه عروس و هم در خانه داماد گرفته مي شد. حنا گجه خانه عروس مخصوص دختران و زنان جوان بود اينان، از هر دو خانواده، از بعد از ظهر آن روز به خانه عروس دعوت مي شدند و با او به حمام مي رفتند و غروب برگشته در خانه عروس جشن مي گرفتند و چون به دست هاي عروس حنا مي بستند از اين رو آنرا حنا گجه يعني شب حنا بندان مي گفتند. جشن خانه داماد هم با شركت پسران جوان برگزار مي شد و دوستان و همسالان وي در آنجا گرد آمده با او به حمام مي رفتند.

شب عروسي
بردن عروس به خانه داماد غالباً بعد از غروب صورت مي گيرد در زمان هاي قديم بعضي از خانواده ها عروس را با اسب به خانه داماد مي بردند ولي بعد ها درشگه جانشين اسب شد و امروزه از ماشين استفاده مي كنند. بعد از ظهر روزي كه غروب آن عروس به خانه داماد مي رفت جهزيه او را باضافه لباس ها و تحفه هائي كه از روز نامزدي به بعد براي او آورده بودند، به خانه داماد مي بردند. عروس را مشاطه آرايش مي داد و هنگام رفتن او به خانه داماد چادري بسرش مي انداختند و زن هاي مسني از خانواده او وي را همراهي مي كردند يك نفر «ينگه» هم همراه آنها مي شد تا آداب و مراسم به حجله رفتن عروس را بوي بياموزد و در برابر كينه توزي احتمالي از او مراقبت كند موقع رفتن عروس پدر وي، و در صورت نبودن او برادربزرگ يا عموي او، دم در خانه دعاي خير مي داد و خوشبختي او را آرزو مي كرد. در خانه داماد معمولا شام تهيه مي شد و از مردان و زناني از بستگان طرفين دعوت به عمل مي آيد رسم بر اين بود كه داماد سه تا سيب به پشت عروس بزند و بسر او نقل و نبات بريزد و پول نثار كند در مدخل راهروي ساختمان مجموعه يا طشت مسين مي گذاشتند تا عروس از روي آن بگذرد و مثل مس در آن خانه محكم بماند.

ترك پلو
فرداي شب عروسي براي ناهار عروس غالبا مادرش «قويماق» مي فرستاد و براي شام او نيز از خانه پدرش ترك پلو مي آوردند. ترك غذاي مخصوصي است و آن پلويي است كه با زعفران و شكر و روغن مثل كته پخته مي شد. پلو را نيز گاهي با دو يا سه خورش مي پختند و همه آنها را با ديگ و ظرف هائي كه در آنها پخته بودند مي فرستادند. فرستادن ترك پلو هم داراي تشريفاتي بود و در خانه عروس براي شركت در اين مراسم از جمعي از نزديكان دعوت مي شد. هم چنين كسان داماد از اقرباي نزديك خود براي صرف اين غذا دعوت مي كردند.

اوز آشدي
عروس از ساعت ورود روي خود را از ديگران، يعني مردان و زنان خانواده شوهر، مي پوشانيد و روز اول براي آنكه نزد مادر شوهر يا خواهران و كسان داماد چادر از سر او بردارند هر يك از آنها چيزي به وي هديه مي دادند اين هديه بسته به تمكن مالي خانوادگي فرق داشت و در خانواده هاي متمكن سكه طلا بود و آنرا «اوز آشدي» مي گفتند يعني رونما.

بنده تخت
چون انتظار ورود مهمان براي خانواده داماد در مدت يك هفته و ده روز اول كار مشكلي بود لذا بعدها روز سوم عروسي را با اصطلاح عوامانه بنده تخت كه تحريف شده عبارت «بانوبتخت» است بدين كار اختصاص دادند و بعد از ظهر آن روز را به طور رسمي براي پذيرائي از مهمانان مشخص ساختند.

اياغ آشدي
پس از پايان اين قبيل مراسم، عروس و داماد بقصد بازديد به خانه هاي منسوبان و دوستان خود مي رفتند. بعد از اين بازديدها تشريفات اياغ آشدي آغاز مي شد و آن عبارت از مهماني هائي بود كه خويشان و دوستان عروس و داماد، متناسب با درجه نزديكي كه با آنها داشتند، به افتخار آنان ترتيب مي دادند و از خانواده هاي طرفين نيز دعوت مي نمودند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 22:48  توسط گروه قاصدک  | 

برگزاری مراسم سوگواری در اردبیل

 

با فرارسیدن ایام حج و معمولا بلافاصله بعد از روز قربان، هیات های عزاداری شور

بیشتری می یابند و نزدیکی محرم ، پرچم های سبز سر در مغازه ها ، شالگردانهایی که

نوحه خوانان به سر و صورت می بندند و کلاه های سبزی که اولاد پیغمبر بر سر می گذارند

کم کم هویدا می شود.در قدیم مراسمی بنام "شا خسه ی" که تبدیل شده ی"شاه حسین"بوده وجود داشته که این روزها در اردبیل زیاد دیده نمی شود ولی در اکثرشهر ها و روستاهای آذربایجان اجرا می شود.

مهمترین پایه ی نظم و ترتیب عزاداری های اردبیل ، تقسیم بندی محلات است.به این ترتیب

که شهر اردبیل،از قدیم به شش محله تقسیم می شدکه سه محله حیدری بود و سه محله

نعمتی.در بین این محلات ، یک محله نقش بزرگتر و یکی نقش میانه و دیگری نقش کوچکتر

دارد به منزله ی سه برادر ارشد، میانی و کوچک .محلات حیدری عبارت بودند از تابار که

برادر بزرگتر است ، اوچ دکان برادر متوسط و پیر عبدالملک برادر کوچکتر.در محلات

نعمتی، گازران برادر بزرگتر است و سرچشمه برادر متوسط و عالی قاپو برادر کوچک

تر.دیگر مساجد و محلات شهر به عنوان زیرشاخه ی این شش مسجد و محله طبقه بندی می

شوند و هرکدام دسته شان مشخص است.

با طشت گذاری عروسی ها و جشن ها تعطیل می شود و تفریحات معمولی کمتر می شود.

مغازه ها و به خصوص مغازه های داخل بازار سنتی سیاه پوش و مساجد وتکایا  برای

برگزاری مراسم آماده می شوند.علاوه بر روضه خوانی های معمول در طول سال که در

منازل و مساجد برگزار می شود،دهه ی اول محرم عزاداری های دیگری هم دارد .این

عزاداری خاص،توسط دسته های زنجیر زنی یا سینه زنی انجام می شود  به این ترتیب که

در ده روز محرم هر روز دسته ی یکی از محلات ششگانه  و شعبه هایش به بازار و خیابان

می آیند و عزاداری می کنند.بدلیل اینکه سابقا اختلافات نعمتی- حیدری وجود داشته ، برای

همین در دهه های اخیر نظمی به این حضور داده اند و چون شهر شش محله دارد ، روز اول

و نهم محرم و یک روز جمعه  که ما بین این ده  حتما واقع می شود، تعطیل است . دسته ها

روزی که قرار است به صورت کامل و با تمام شعب به بازار بیایند تشریفات خاصی دارندو

سعی تمام در برگزاری وظیفه شان به صورت کامل را دارند. از صبح تدارک حرکت آماده می

شودو وقتی بزرگان محله آماده شدند ، اول بیرق بزرگ محله در پیش حرکت می کند . این

بیرق ها بعضا بسیار قدیمی و عمر بیش از چند قرن را دارند و با دقت نگهداری شده

اند.برای مثال بیرق مسجد عالی قاپو را نادر شاه اهدا کرده است.پشت بیرق بزرگان محله و

علما با احترام و رعایت ردیف و ترتیب حرکت می کنند و بعد طبال ها و دسته های سینه زن

یا دسته ی زنجیر زن ها ، پیراهن های سینه زنی و زنجیر زنی مخصوص است و طبل و

شیپور زنان هم لباس های مخصوصی دارند ، نوحه های زنجیر زنی و نوحه خوانی هم

متفاوت است و هر دسته هم نوحه خوان خودش را دارد منهای سوز و گدازی که در نوحه ها

و شاه بیت ها نهفته است، ترتیب عجیب و زیبای صفوف که گاه به بیش از 300 نفر هم می

رسد ، تاثیر گذار است. 

وقتی دسته ی محله(یکی از ششگانه ) حرکت کرد،پشت سرش"خولا"هایش به ترتیب با

همان ترکیب حرکت می کنندو از محلات بزرگ و راسته بازار می گذرند و مردم از این دسته

پذیرایی می کنند و به نوحه خوانش خلعت می دهند و وقتی به محله خود بازگشتند مراسم

پایان یافته و فردا نوبت محله دیگر است. دسته ها در شب های دیگر به مساجد داخل شاخه

ی خویش رفته و عزاداری می کنند که این هم اعمالی ماننداستقبال از دسته ی مهمان و ادای احترام و سلام توسط گروه طبل و شیپور و علم هنگام رسیدن به همدیگر و غیره را دارد.

 اماطشت گذاری چه طور مراسمیه؟؟؟؟

واقعه کربلا و بسته شدن فرات به روي امام حسين (ع) و يارانشان و ايثارگريهاي سقاي کربلا براي رساندن آب به تشنگان و حماسه آفريني ياراني که با لباني تشنه، شهد شهادت را نوشيدند، به يقين قداست و جايگاه والاي آب را در فرهنگ شيعيان و به خصوص ايرانيان که از ديرباز نيز از جايگاه خاص و معنوي برخوردار بوده، عمق و وسعت بسياري بخشيده است تا جايي که انعکاس اين امر را در فرهنگ مردم و به خصوص در شکل گيري آداب و رسوم و آئينها شاهد هستيم.

رسم "طشت گذاري" يا "طشت گرداني" نيز از جمله مراسمي است که مي توان بر طبق اين آيينها معرفي کرد که منسوب به شهر اردبيل به طور خاص و مردم آذربايجان به طور عام است. در اين آئين، طشت نماد مشک سقاي کربلا، آب، رود و نماد فراتي است که به روي حسين (ع) و يارانش بسته شد.

به اين صورت که دسته هاى زنجيرزنى و سينه زنى با نوحه سرايي و نواختن طبل و شيپور و حمل علمهاي عزاداري، به ياد تشنگان کربلا مشکى را پر از آب کرده و آن را به همراه طشتهايى از جنس برنز يا مس که به طور معمول بر دوش ريش سفيدان هر محله حمل مى شود، به مسجد مي برند و بعد از طواف مسجد طشتها در جاى مخصوص خود قرار گرفته و با خواندن دعاى مخصوص، طشت گذارى پر از آب مي شود. از آب اين طشتها، بيشتر حاضران و عزاداران به عنوان تبرک و جهت برآورده شدن حاجاتشان بر مي دارند.

 

این بود بخشی ازمراسم باصفای مردم استان اردبیل که در سوگ مولاشون به جای می آوردند.

ان شاالله یه عاشورا کنار مردم با صفای این استان برای ابا عبد الله الحسین عزاداری کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 22:20  توسط گروه قاصدک  | 

غذاها و خوردنی های اردبیل

لطفا کسانی که کاملا سیر هستند این مطلب رو بخونند.

استان اردبیل در زمینه غذاهای سنتی و محلی نیز دارای شهرت است. مردم این استان به كیفیت خوراک اهمیت زیادی قایل هستند و از تمام انواع خوراکی های رایج در ایران در این خطه نیز استفاده می شود. برخی از خوراکی ها و غذاهای تهیه شده در این استان فقط خاص منطقه است که بسیار خوشمزه بوده و از جمله جاذبه های گردشگری این خطه به شمار می آیند. آش دوغ معروف ترین غذای محلی اردبیل است که با ماست، سبزی، سیر، کوفته ریزه و برنج تهیه می شود و طعم بسیار خوبی دارد. در بلندی های اردبیل که سرما ی زیادی وجود دارد خوردن آش داغ محلی اردبیل خوشمزه ترین قسمت خاطرات گردشگران را تشکیل می دهد. عسل سبلان شهرت ملی دارد و در تمام ایران معروف است و لذا صبحانه های منطقه اردبیل با عسل، نان تازه و کره محلی از جذابیت های خاص خود برخوردار است. دیگر غذاهای آذری چون: پیچاق قیمه، انواع كوكو، رشته پلو قیسی، اماج بایلدی، خورش هویچ، شیرپلو، باسترپلو، كوكوماه و... نیز در این استان به فراوانی طبخ می شوند. انواع ترشی های محلی، انواع سالادها از قبیل سالاد فلفل سبز، انواع مرباها از قبیل مربای گل، هویچ، آلبالو، بالنگ، لیمو، موز، پوست پسته و... برخی از مهم ترین چاشنی ها و دسرهای این منطقه هستند.

آش دوغ مهم ترین غذای سنتی اردبیل که به عنوان غذای سنتی جهانی شناخته شده است .

اشتباه نکنید این وبلاگ وبلاگه آشپزی نیست اما می خوایم دوتا ازخوردنی های این استان رو آموزش بدیم .


۱-تره اسفناج غذای محبوب اردبیل

اسفناج پخته شده نيم كيلوگرم
پياز يك عدد
سير دو حبه
لپه يك و نيم پيمانه
رب انار دو قاشق غذاخوري
كره 30 گرم
روغن دو قاشق غذاخوري
نمك، فلفل و زردچوبه به ميزان لازم
تخم‌مرغ يك عدد

طرز تهيه :
لپه را مي‌گذاريم با مقداري آب نيم پز شود ، آب آن‌كه تمام شد با رب انار و كره كمي تفت مي‌دهيم، سپس در تابه مقداري روغن ريخته و پياز را درون آن سرخ مي كنيم، آن‌گاه سير، نمك، فلفل و زردچوبه را به آن اضافه مي‌كنيم سپس اسفناج پخته شده را با اين مواد مخلوط مي كنيم و در اين لحظه لپه را به آن اضافه كرده و مي‌گذاريم با نصف استكان آب كمي جوش بزند. در آخر يك عدد تخم‌مرغ را در ظرفي جداگانه زده و به مواد اضافه مي‌كنيم. وقتي تخم‌مرغ خودش را گرفت از روي گاز آن را برداشته و در ظرف ريخته و با سبزي‌هاي مختلف تزئين مي‌كنيم.

۲-خورشت قورمه تره جعفری

مواد لازم برای 7 نفر :
گوشت چرخ كرده -نيم كيلو
سبزى(تره و جعفرى) -750  گرم
بادنجان قلمى ريز- 4 عدد
آب انار يا آبغوره - یک فنجان
پياز -1 بته
نمك و فلفل- به اندازه كافى

طرز پخت :
سبزى را شسته, ساطورى ريز كرده با روغن سرخ مىكنيم و با دو سه ليوان آب مىگذاريم نيمه پز شود. پياز را در گوشت چرخ كرده رنده كرده, نمك و فلفل زده هم مىزنيم. از اين گوشت كوفته هايى به اندازه يك گردوى كوچك آماده كرده و با كمى روغن تفت داده به سبزى نيمه پز شده اضافه مىكنيم. ترشى را مىريزيم تا با هم بجوشد. وقتى كه سبزى و گوشت كاملا پخت و خورش به روغن افتاد, بادنجان ها را كه پوست كنده و سرخ نموده ايم روى خورش چيده, بعداز آنكه يكى دو جوش زد برمىداريم. بادنجان نبايد له شود (اين خورش را با گوشت تكه اى قطعه قطعه شده هم مىتوان تهيه نمود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 21:0  توسط گروه قاصدک  | 

اماکن دیدنی استان اردبیل

می خوایم یه سری به دیدنی های این استان بزنیم 

آخه حیف بریم اردبیل و ازاین اماکن دیدن نکنیم  .

اگه شما هم با نظر من موافقید تا آخر این مطلب کنارمون باشید .

۱-دریاچه شورابیل

این دریاچه در جنوب شهر اردبیل واقع شده و مساحت آن حدود 170 هکتار است.


آب دریاچه از نزولات جوى و چشمه هاى آب شیرین و نیمه شور جنوب و داخل دریاچه و رودخانه بالخلو تامین می شود. پوشش گیاهى پیرامون دریاچه بیشتر نى و جگن است و در اطراف نیز جنگل کاریهایى صورت گرفته است. ماهى آزاد و ماهى قزل آلاى رنگین کمان و نیز پرندگان مهاجر آبزى و کنار آبزى از جمله مهمترین جانوران ساکن این دریاچه هستند
 
 
 
۲-سنگ نبشته پهلوی(شاپور دوم ساسانی) - مشگین شهر
 این اثر متعلق به دوران سوم در 300 متری خاور میدان اصلی مشگین شهر واقع است.
این سنگ دارای درازا و پهنای تقریبی 5/5 متر و ارتفاقی در همین حدود است و در کنار رودخانه ای فرعی که از کنار باغ نوروز گدشته و به خیاو چای می ریزد، واقع شده است. کتیبه در 21 سطر کنده شده است و دو علامت خانوادگی در کنار آن نقر شده که دارای اهمیت هستند. نکته ای که در مورد این کتیبه شایان ذکر است این که قبل از کشف آن، هیچ کتیبه ساسانی در آذربایجان پیدا نشده بود.
 
 
۳-آغجه قلعه - مشگین شهر
این قلعه که از مصالح سنگ، خشت، ملاط گچ و آهک ساخته شده است، *در سینه کش کوه سنگی، حوالی چتین دره و قریه قره تپه مشگین شهر قرار دارد.


درازای قلعه از فصل مشترک برج ها با حصار 50 متر و قطر برج ها 5/8 متر است. ارتفاع آن از راه سنگی 5/3 متر و از دیوار خشتی حداکثر دو متر می باشد. در داخل قلعه و در سطح کوه و محل هایی که حفاری شده، سفالینه های منسوب به هزاره اول قبل از میلاد پیدا شده است. علاوه بر قلعه های یاد شده، می توان به قلعه هیر، در جنوب خاوری اردبیل، قیز قلعه سی گرمی، دیو قلعه سی روستای کویج مشگین شهر نیز اشاره کرد.
 

۴-بقعه شیخ جبراییل
شیخ امین الدین جبراییل پدر شیخ صفى الدین اسحق اردبیلى و جد پادشاهان صفوى است
مکانى که این مقبره در آن احداث شده، محوطه اى وسیع است که به باغ شیخ معروف میباشد. در سال 1030 هـ.ق یعنى اوایل قرن دهم ساخته شده است.
ایوان ورودى، رواق و دو حجره کوچک مجموعه متعلقات آنرا تشکیل میدهد. درون رواق و سقف بقعه با گچبرى و مقرنس کاریهاى بسیار زیبایى تزیین شده است. این تزیینات طرحهایى از گلهاى شاه عباسى و اسلیم هاى زیبا به رنگهاى طلایى و آبى را به نمایش میگذارند. علاوه بر آن مدخل بین رواق و بقعه نیز با نوعى منبت کارى آراسته شده است. استفاده از این الگوى هنرى در ساخت بقعه شیخ جبراییل، که از ویژگیها و مشخصه هاى اساسى هنر معمارى و صنعت دوره صفویه میباشد، بر ارزشهاى آن افزوده است
 
 
 
۵-بازار اردبیل
تاریخ بناى بازار به دوره صفویه باز مى گردد.


بازار اردبیل که بافت قدیمى آن تا حدودى حفظ شده داراى راسته بازار، زرگران، قیصریه، پیر عبدالملک، خراطان، کفاشان و علافان است که معمارى برخى از آنها به دوره صفویه میرسد.

راسته بازار بعنوان بازار اصلى داراى تیمچه و سراهاى زیادى است که مهمترین آنها عبارتند از
سراى حاج میرزا یا خشکبارها، سراى گلشن، سراى قیصریه، سراى وکیل، سراى نو یا زنجیرلو،بازارچه حاج شکر یا شکرلو و سراى مجیدیه. بازار اردبیل مرکز فروش صنایع دستى و سوغات شهر اردبیل است.

۶-برج قارلوجا
این برج در قشلاق قارلوجا در کنار رود ارس در مسیر راه خمارلو . اصلان دوز واقع شده است
مصالح ساختمانی آن از سنگ تراشیده است. این برج منسوب به دوره مغولی و متعلق به سده*ی هشتم هجری است
 
 
 
۷-برج شاطر گنبدی
برج شاطر گنبدی در روستای صومعه در5/8 کیلومتری اردبیل در یک فضای وسیع و گسترده بنا شده است.
در حوالی برج به فواصل گوناگون، *تپه های باستانی قرار دارد. بیش تر آن ها مربوط به دوره های پیش از اسلام به ویژه دوره اشکانی است. برج از داخل استوانه و از خارج ده ضلعی با درازای اضلاع 63/2 متر است که ازاره ای سنگی به ارتفاع 5/1 متر و مرکب از چهار رج سنگ تراش دارد. بر روی پایه سنگی، جرزهای دو وجهی آجری و در فاصله آن ها قاب سازی های آجری با طرح های مختلف انجام شده است. ورودی برج در ضلع خاوری و در بالای پایه سنگی واقع شده که پنج یا شش پله در برابر آن قرار داشته است. از کتیبه و پوشش بنا چیزی بر جای نمانده، ولی از شیوه معماری برج و شباهت آن با مقبره «چلبی اوغلو» در سلطانیه چنین بر می آید که احتمالا از بناهای قرن هشتم هجری باشد
 
انگار دیدنی های این استان زیبا تمومی نداره
این بود بخشی از دیدنی های استان اردبیل امیدوارم خوشتون اومده باشه.
البته اردبیل به جز مکان های بالا جاهای دیگه مثل تپه سلوط نمین و تپه نادر و قلعه قهقه و .....هم داره  که اگه بخوام همش رو بگم باید چند تا وب اختصاصی بزنم.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت 22:3  توسط گروه قاصدک  |